باغ خاله مصی

در پنجمین روز اقامت در ازنا

پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۴
صبح رفتم خرید برای مهمونها
یه مرغ بزرگ ۴۸۰ هزار تومن
خرید از،فروشگاه ۶۸۰ هزار تومن ( بیسکویت نبات اسکاچ تخم مرغ - تخمه آفتابگردان نمک )
سبزی خوردن یک کیلو ۶۰ هزار تومن
عصری هم رفتم برنج۱۸۰ روغن ۸۰ و خرما ۱۶۰ گرفتم= ۴۲۰ هزار تومن
جمعا یک میلیون و ۷۰۰ خرج شد
امیر هم دو میلیون خرج کرد ولی لوبیا چینی ۳۱۰ زردچوبه و خرما برای خودش خرید!
گشتی در خیابان‌های شلوغ شب جمعه زدیم و برگشتیم خونه !
ناهار با خاله فاطی خاله مصی و امیر و فرشته رفتیم باغ خاله مصی و نهار خوردیم و از برگهای زرد پاییزی زیبا با چشم اندازه قلاع دز عکس گرفتم
خیلی خوش گذشت
غروب رفتیم آقا پیرونه سرخاک مادربزرگ و پدر بزرگ . بعضی از اینایی که اینجا خوابیدن ارزش فاتحه خوندن هم ندارند.

رفتم سوهانک..

سه شنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۴

چقدر جلوی دانشگاه شلوغه، دخترو پسرهای جوان و شنیدم که افت تحصیلی،و مشروط زیاد شدا گویا دانشگاه محلی شده برای دوستیابی !


ادامه نوشته